روزگاری که ما در آن زندگی می کنیم، روزگار عجیبی است که انسان ها در آن به شگفتی های اطرافشان عادت کرده اند.
امروز در اثنای تماشای یک برنامه ی تلویزیونی با خود می اندیشیدم که ما در جوار مردمی زندگی می کنیم که در آرزوی دیده شدن و شاید یک دستگاه تبلت حاضرند روی صحنه ای حاضر شوند و با اطلاع کامل، خود را در معرض تمسخر مجری برنامه قرار دهند. و عجیب تر این که برای روی صحنه رفتن سر و دست هم می شکنند.
واقعا عجیب نیست؟ دیده شدن به هر بهایی جایز است چرا که یک برنامه ساز آن را تبلیغ می کند.
شاید پیشینیان می اندیشیدند که روزگار عجیب، روزگاری باشد که در آن موجودات عطیم الجثه ای از آسمان به زمین بیایند یا شاید از کوه های آتشفشان خارج شده و به شهر های ما حمله ور شوند. اما حقیقتا اگر به آن ها می گفتیم که برخی برای این که دیده شوند حاضرند که خود را در معرض تمسخر یک مجری تلویزیونی در برابر هفتاد میلیون هموطن قرار دهند و بعد تر خودشان با اقسام وسائل ارتباط جمعی همه ی آشنایانشان را با خبر می کنند که آن برنامه را از دست ندهند، بیشتر تعجب می کردند.
روزگار عجیب ما روزگاری است که در آن زشتی ها زیبا جلوه داده می شود و ارزش های انسانی احمقانه به نظر می رسند. و به همین دلیل اسطوره های این قرن انسان هایی هستند که چون سرو پای در زمین اعتقادات حقیقتا پسندیده ی خود می کوبند و در برابر تمام دنیای باطل مقاومت می کنند.
زنده باد اسطوره های حقیقی دنیای عجیب دوران ما.

ما را در سایت افکار یک زندانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 27